السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

595

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

لغيره پيدا نموده ، پس از آن‌كه ذاتاً وجود لنفسه داشته‌است . و اين محال است ؛ زيرا اجتماع دو حيث متنافى در ذات واحد جايز نمىباشد . مقصود از نعت در اينجا كه مىگوييم صورت جسميه نعت براى ماده قرار مىگيرد اين است كه صورت جسميه عدم جوهرى را از ماده طرد مىكند . بديهى است اگر عدم ، عدم عرضى باشد ناعت هم عَرَضى خواهد بود اما اگر عدم ، عدم جوهرى باشد ناعت هم جوهر خواهد بود از اين رو صورت جسميه كه نعت ماده قرار مىگيرد عدم جوهرى را از مادهء طرد مىكند و به ماده بىفعليت ، فعليت و تحصل جوهرى مىبخشد نه آن‌كه صورت جسميه نعت عَرَضى براى محل خود يعنى ماده باشد . عموميت دليل مجرد نبودن صورت جسميه متن و اعلم أنّ المسألة وإن عُقِدَتْ في تجرُّد . . . أن تلحقها كمالاتٌ طارئةٌ . ترجمه بدان كه مسئلهء ( عدم انفكاك صورت از ماده ) گرچه در مورد ( محال بودن ) « 1 » تجرد صورت جسميه منعقد گرديده است ، لكن دليل در مورد هر صورتى از آن جهت كه امكان لحوق كمالات عارضه را دارد جارى است . شرح بحث ما و دو دليلى كه بر آن اقامه كرديم در خصوص عدم انفكاك صورت جسميه از ماده بود . اما دلايل اقامه شده ، در مورد عدم انفكاك صورت جسميه از ماده اختصاص به صورت جسميه ندارد بلكه در مورد هر صورتى مانند صورت معدنى ، نباتى ، حيوانى ، انسانى جارى مىگردد .

--> ( 1 ) . بايد متن به قرينه آنچه بعد از چند سطر مىآيد چنين اصلاح گردد : و اعلم ان المسئلة و ان عقدت فى استحالةتجرد الصورة الجسمية